ثبت نام ورود    
Skip Navigation Links
صفحه نخست
درباره استانExpand درباره استان
واحد هاExpand واحد ها
منابع محتواييExpand منابع محتوايي
درباره ماExpand درباره ما
بانک اطلاعات هنرمندانExpand بانک اطلاعات هنرمندان
اندیشه سرای هنرمندانExpand اندیشه سرای هنرمندان

این همه آشفته حالی از تو دارم....!
به یاد شادروان تجویدی، دردانه ی موسیقی
موسیقی ملی ایران زمین در واپسین روزهای سال هشتاد و چهار، زنده یاد: استاد علی تجویدی، آهنگساز و نوازنده ی بی همتای ویلون، سه تار و فلوت را از دست داد و داغی جگرسوز بر دل هنردوستان و خیل عظیمی از مردم این مرز و بوم آریایی نهاد!
تعداد مشاهده : 1448 بزرگان هنر  پنجشنبه، 28 آبان 1388  10:31:22

همه رفتند از این دشت خراب  جای پایی هم از آن تن ها نیست
چشم بر هم بزنی از ما نیز   دشت خالی است، ولی تنها نیست

روان شاد تجویدی از نوابغ موسیقی این عهد است. وی افزون بر 100 آهنگ، تصنیف و ترانه ساخت و در بین سخن سرایان دیرین این آب و خاک به چامه های سعدی، حافظ، مولوی، صائب تبریزی و... شوق و شوری وصف ناشدنی داشت و همیشه به شاگردانش اندرز می داد که پیوستگی خویش را با دادار بزرگ و مهربان قوت بخشند و معتقد بود که دشواری ها و نابسامانی ها از این رو هویدا
می گردند که ارتباط آدمیان با پروردگار بخشنده کاهش می پذیرد.
فرزانه ی نامور جهان هستی، ویل دورانت بر این باور است که: « روح بشر از راه موسیقی، تناسب و هماهنگی را فرا می گیرد و حتی استعداد پذیرش عدالت را هم می یابد. تربیت از طریق موسیقی اثربخش است، چرا که نظم و همنوایی به آسانی به ژرفای روح ره می یابد و در حرکت و جنبش خود، لطف و ظرافت را همراه می آورد و نفوس طبیعت را می آفریند. ارزشمندی موسیقی تنها این جهت نیست که خلق و احساسات را تلطیف می کند، بلکه در حفظ سلامت و تجدید تندرستی، ارزنده است. موسیقی و آهنگ به روح و جسم، سلامت و لطافت می بخشد»
خشک سیم و خوش چوب و خشک پوست  از کجا می آید این آوای دوست (مولوی)
خبر اندوهبار و غم فزای جان سپاری استاد به گوشم رسید که کلام را یارای آن نیست که ژرفای حزن، دل پریشی و حسرت ناشی از این ضایعه ی جانگداز را در قالب عبارات در آورد، چون استادی نامور از میان ما پرکشید و به جهان باقی شتافت.
قرینش، قرن ها باید که بوده است  بر او رنگ هنر، صاحب قرانی
به گلزار هنر نازم که هرگز  بهارش را نمی بینم خزانی
استاد علی تجویدی، موسیقیدان ممتازی است که در چند دهه ی گذشته آثار موسیقایی دل انگیز و روح نواز فراوانی در زمینه ی موسیقی ایرانی پدید آورده و شاگردان زیادی پرورده است. او به سبب عارضه ی کسالت، نزدیک به 5 سال در بستر بیماری آرمیده بود و در تنارع بقا با اجل دست و پنجه نرم می کرد، ولی سرانجام چونان تمامی ابنای بشر مغلوب مرگ شد و به سوی ابدیت شتافت.
وی در سال 1298 شمسی در خیابان ری تهران دیده به جهان گشود. هنر، پربهاترین میراث پدری او بود. پدرش، هادی تجویدی، از شاگردان برجسته ی کمال الملک و نخستین استاد مینیاتور ایران به شمار می رفت که افزون بر نقاشی و مینیاتور، موسیقی را نیز می شناخت. تار را از درویش خان فرا گرفته و شیرین می نواخت. تجویدی، تار را از پدر می آموخته و بدان انس می گرفت.
به دست هر که نالیدی گر ای تار  دل بشکسته ی ما را به یاد آر
درون سینه چون سیم تو نالد  دل ما هم زسوز زحمه ی یار
چندی نگذشت که نظریه ی  موسیقی و فلوت را از ظهیر الدینی فرا گرفت. ویلن، ساز شانزده سالگی او بود. این ساز و ردیف های موسیقی ایرانی را از سپهری و حسین یاحقی درس گرفت و دو سال بعد در محضر یکی از بزرگ ترین استادان موسیقی ایران یعنی استاد ابوالحسن صبا حضور یافت و هشت سال از دانش و اخلاق وی سود جست.
تجویدی به توصیه ی صبا جهت تکمیل هنر موسیقی، چند سالی را به بررسی در قلمرو هارمونی و اکستراسیون نزد هوشنگ استوار گذراند و بسیاری از آهنگ هایی را که قبلا ساخته بود مانند « آزاده ام»، « صبرم عطا کن »، « پشیمانم» ، « دیدی که رسوا شد دلم»، « این همه آشفته حالی»، « چون ساغر بشکسته ام» و جز این ها را تنظیم و اجرا کرد. پس از مدتی تجویدی به معاونت مدرسه ی استاد صبا برگزیده شد. به محض درگذشت استاد یاد شده در آذرماه 1346 شمسی، تجویدی به صورت رسمی تدریس ویلن را در هنرستان عالی موسیقی بر عهده گرفت. در پی تاسیس رادیو، پیرنیا، تجویدی و بسیاری از سایر هنرمندان را به رادیو فراخواند. بعدها تجویدی هفته ای یک بار ساز تنها می زد و طرفداران پرشماری یافت. گفتنی است که قبل از او و بعداً هنرمندانی چون صبا، حسین یاحقی، محجوبی، عبادی، خالدی، مجد، ساز تنها می زدند و به واقع این برنامه در رادیو و میان مردم جا افتاده بود.
به دنبال برپایی برنامه ی « گل ها» که زیر نظر زنده یاد پیرنیا اداره می شد، تجویدی در زمره ی اعضای اصلی این گروه شد و برنامه های گوناگونی به اجرا در آورد و مورد تمجید همگان قرار گرفت. او نخستین آهنگ خود را ناخواسته ساخت، اجرا کرد و مورد پسند استاد صبا واقع شد. صبا، تجویدی را با حاج آقا محمد ایرانی مجرد آشنا کرد. او از وی خواست که آهنگ ها و ترانه های قدیم ایرانی را با هم گردآوری کند. حاصل این پیشنهاد، نگارش کتاب « مجمع التصانیف» است که بعدها چاپ و انتشار یافت. شیوه ی کار بدین ترتیب بود که حاج آقا تقریر می کرد و تجویدی به نت
می نوشت. بدین ترتیب آثار شیدا و عارف جمع آوری شد.
تجویدی می گفت: « با این عمل، حال  وهوای آهنگسازی دستم آمد» با چنین تمهید مقدمه ای، وی به آهنگسازی روی آورد چون ضرباهنگ های آهنگ های قدیمی را خوب دریافته بود. شاید بتوان گفت، تجویدی پرکارترین موسیقی دانی باشد که در این روزگار به آهنگسازی پرداخته است!
تجویدی به توصیه ی صبا برای تکمیل فن نواختن ویلن و آشنایی با موسیقی غرب، چند سالی هم در کلاس درس « ملیک ابراهمیان» و « بابگن تامبرازیان» حاضر می شود چرا که استادش صبا معتقد است: « هنرجوی ویلن برای استحکام انگشتان و آرشه باید چند سالی از یک معلم اروپایی، شیوه ی گام های خارجی و برخی قطعات موسیقی غرب را یاد بگیرد»
مهم ترین آهنگ های استاد عبارتند از:
-آزاده، شعر از رهی معیری در دستگاه سه گاه.
- دیدی که رسوا شد دلم، شعر از رهی معیری در دستگاه سه گاه.
- صبرم عطا کن، شعر از رهی معیری در دستگاه سه گاه.
- مرا عاشقی شیدا، شعر از رهی معیری در دستگاه سه گاه.
- این همه آشفته حالی، شعر از معینی کرمانشاهی، ( این اثر با تنظیم مرحوم روح الله خالقی در سال 40 شمسی در برنامه ی گلهای رنگارنگ شماره 261 خوانده شد. بعدها اثر مزبور با آهنگسازی و تنظیم مهرداد پازوکی و خوانندگی علیرضا افتخاری بازخوانی گردید).
-تصنیف گوشه گیر، با بیت آغازین: از دست تو ای آفت جان، گوشه گرفتم. آهنگ: مایه ی سه گاه، شاعر: معینی کرمانشاهی و خواننده: دلکش.
- تصنیف مرا عاشقی شیدا، با بیت آغازین: مرا عاشقی شیدا، فارغ از دنیا تو کردی آهنگ: مقام سه گاه، شاعر، منیر طه و خوانند: بنان. تجویدی در این باره می گوید: « این آهنگ چون در ضرباهنگ شش و چهار است و از جاهای مختلف آغاز می شود، بنابراین اجرای آن ساده نیست. توانایی بنان در اجرای این ترانه در حد عالی بود. پس از اجرا، نوار پر شده را گرفتم و بوسیدم»
- هستی سوز، با بیت آغازین: عاشق صادق بلاخواهد، درد و بلا از خدا خواهد. آهنگ: مایه ی ابوعطا، شاعر: نواب صفا و خواننده : دلکش.
- آتش کاروان با بیت آغازین: آتشی ز کاروان جدا مانده، این نشان زکاروان به جا مانده آهنگ: شور، شاعر: بیژن ترقی و خواننده : دلکش.
بهتر است یاد و خاطره ی تجویدی را از این ترانه تکرار کنیم. می گوید: « روزی من و بیژن ترقی به صحرا رفته و آتشی برای پخت و پز آماده کرده بودیم. غروب که صحرا را ترک می کردیم، هنوز بقایای آتش بر جا مانده بود و من آهنگ کوتاهی ساختم و آن را با ویلون زدم. از  بیژن خواستم شعری بر این آهنگ بگذارد و شد این ترانه»
- یادت می آید، با بیت آغازین: یادت می آید، دلدارم بودی- هنگام سختی غمخوارم بودی. مقام: همایون، سراینده ی ترانه: معینی کرمانشاهی و خوانند: دلکش.
- یادکودکی، با بیت آغازین: یادم آمد، شوق روزگار کودکی- مستی بهار کودکی. مایه ی اصفهان و مقام های سه گاه و شور، شاعر: معینی کرمانشاهی و خواننده: دلکش.
- آرزو گم کرده، با بیت آغازین: نه هم زمانی، نه هم نوایی- تا به او گویم ز عشقت حکایتی. مایه ی: دشتی، شاعر: رهی معیری و خواننده: دلکش.
- آمد، آمد با دلجویی، با بیت آغازین: آمد، آمد با دلجویی- گفتا با من تنهانشین. مایه ی : اصفهان، شاعر: معینی کرمانشاهی و خواننده: دلکش.
-بدرقه: با بیت آغازین: چو می روی بدرقه ی راه تو این دعای من باشد- تو می روی، مونس من این دل بینوای من باشد. مایه ی: افشاری، شاعر: بیژن ترقی و خواننده: دلکش.
- بگذشته، با بیت آغازین: هر زمان آید یادم روزگار بگذشته. مایه ی : اصفهان، شاعر: معینی کرمانشاهی و خواننده: دلکش.
- قسمت من، با بیت آغازین: سر به صحراها زدم من- برهوس ها پازدم من . مقام: سه گاه، شاعر: معینی کرمانشاهی و خواننده: دلکش.
- پشیمان شدم، با بیت آغازین: مگو مگو برای من حدیث آشنایی- مگو مگو... مقام: چهارگاه، شاعر: معینی کرمانشاهی و خواننده: دلکش.
- بس کن، با بیت آغازین: بس کن (2) شکوه از گذشته ها بس کن. مایه ی : اصفهان، شاعر (؟) و خواننده: دلکش.
-جدایی، با بیت آغازین: به من ای نی چو می رسی، زجدایی بگوبگو، زجدایی به پا شود چه بلایی بگوبگو. مایه ی : دشتی، شاعر: معینی کرمانشاهی و خواننده: دلکش.
-می گذرم، با بیت آغازین: می گذرم (2) ز برای تو از جان می گذرم. مقام: چهارگاه، شاعر: بیژن ترقی و خواننده: دلکش.
بگو که هستی تو، با بیت آغازین: بگو که هستی تو (2) منم منم.... مقام: شور، شاعر: بیژن ترقی و خواننده: دلکش.
برای اینکه سخن به درازا نکشد، به عنوان نمونه به چند ترانه ی دیگر با نام های « پشیمانم» ( شعر از بیژن ترقی)، « سفر کرده» ( شعر از معینی کرمانشاهی)، « باز گشته» ( شعر از معینی کرمانشاهی)، « نمیدانم، نمی خواهم بدانم»، « گرنمی دانی، بدان»، « شاید اگر امشب رود، فردا نیاید» و « من بار سنگینم، مرا بگذار و بگذر» که هر یک از « شهر آشوب» هستند، اشاره می کنیم.
تجویدی بر این نکته بسیار تاکید دارد که با عنایت به ویژگی های هر گوشه در موسیقی وزن خاص آن باید شعر مناسب برگزیده شود. درست به همین علت هم هست که تجویدی با سخن سرایان لطیف طبع و شیرین گفتار همانند بیژن ترقی، معینی کرمانشاهی، شهر آشوب منیرطه و رهی معیری همواره افت و خیز داشته است. به نظر او: « آهنگساز ایرانی اگر شعر هم نگوید باید آن را کاملا" بشناسد » به همین خاطرهم هست که خود گاهی در شعر طبع آزمایی کرده است. مانند «برتربت حافظ» به خوانندگی دلکش که در زمان خود، گل کرد و سرزبانها افتاد.
تجویدی بیشتر با « منیرطه» و « رهی معیری» توافق فکری، ذهنی و عاطفی داشته است. این مرد نامدار، پوینده، پرکار و خوش ذوق همواره یک دستش به آرشه ی ویلن و دست دیگرش درگیر قلم و فکر و ذهنش در حال ساختن و پرداختن بوده است. وی در سوگ استاد صبا هم آهنگی ساخت با بیت آغازین : چه صبایی/ چه صبایی/ صفای این گل ها بودی که در مایه ی سه گاه پخش شد و شوری برپا کرد. شعر از معینی کرمانشاهی بود.
بدون اغراق، تجویدی صدها ترانه و آهنگ دیگر از خویش به یادگار گذاشته است. که هر یک برای خود دنیای از شور و عشق و عاشقی است.
هر چند تمام آثار تجویدی فرح فزاست، ولی در پاره ای آنها چیردستی ویژه ای به کار رفته است که تنها می توان گفت « تجویدی» مرد آن است. از جمله ترانه ی « یاد کودکی» که در مایه ی بیات اصفهان اجرا شده، ولی آهنگ ضمن گردش به سه گاه کشیده می شود و از آن به دستگاه شور و با یک گدار به بیات اصفهان فرود می آید. او در آفرینش چنین هنر شگرفی می گوید: « من ردیف های سنتی را به خاطر داشتم. خاصه راست پنج گاه را خوب کار کرده بودم. به همین سبب این مرکب خوانی به راحتی صورت گرفت»
تجویدی در پس سال ها آموزش هنر در کلاس های هنرستان موسیقی به دانشگاه راه یافت. وی تعلیم ردیف موسیقی ایرانی را با ویلن به دانشجویان، چندین سال پی گرفت. همان زمان در مرکز حفظ و اشاعه ی موسیقی نیز به آموزش موسیقی سنتی همت گماشت و نورعلی خان برومند هم ردیف میرزا عبدالله را به روش سینه به سینه به شاگردان یاد می داد. تجویدی، ردیف آوازی را که در ارتباط با آوازهای خوانندگانی چون اقبال آذر، امیر قاسمی، طاهرزاده، حسن خان لحنی و عبدالله دوامی به کف آورده بود، به صورت کامل تدوین کرد و در کنار آن آنچه که دست نوشته در زمینه ی نت داشت، به علاوه آنچه در کلاس های هنرستان و دانشگاه تدریس کرده بود، همه را یک جا در کتابی تحت عنوان « ردیف ساز و آواز» و بخش دیگری را با نام « روش تحلیلی و تطبیقی» تهیه کرد. از این مجموعه ی ده جلدی اول، سه جلد به اسامی چهارگاه، دستگاه همایون و بیات اصفهان به چاپ رسیده و در این مجموعه ها، تجویدی مقدار زیادی از ساخته های خویش را بر آن افزوده است.
بخش دوم کتاب نیز که « ردیف تطبیقی و تحلیلی» نامیده می شود، در ده جلد گردآوری شده است. او در این بخش، تار میرزا عبدالله را مبنا قرار داده است، چه اعتقاد دارد حاج منتظم الحکما، ابوالحسن صبا، درویش خان، اسماعیل خان قهرمانی، علی نقی وزیری و دیگران ردیف را از وی یاد گرفته اند. تجویدی خود اصل ردیف میرزا عبدالله را پیش صبا یاد گرفته بود، ولی ردیف آواز را در خانواده ی پدری آموخته بود که پیش از این بدان اشاره کردیم. نباید از یاد برد که تجویدی از استادانی مانند: اسماعیل خان قهرمانی، طاهرزاده، اقبال، سلیمان امیرقاسمی، بوذری، نورعلی برومند، علی خان مبشر، فروتن، قوام السلطان دادور و عبدالله دوامی سودها برده و از خرمن
اندوخته های شان خوشه ها برچیده است. دو کتاب استاد تجویدی راهنمای مفیدی خواهد بود برای کسانی که بخواهند بداهه نوازی و بداهه پردازی کنند.
افزون بر آنچه که گذشت، تجویدی کتاب دیگری تحت عنوان « سیری در موسیقی سنتی ایران» نگاشت که می تواند اثر پرارزشی باشد.
استاد شجریان، خواننده ی نام آور عهد ما، در پیام تسلیتی که به مناسبت جان باختن تجویدی بلند آوازه ارسال داشت، چنین نوشت: « نسلی که به پشتکار و عشق، بنای فرهنگ و هنر ایران زمین را رفعت و شکوه بخشیدند، یکایک از دست می روند، اما به استواری فرهنگی که چونان حافظ، مولانا و فردوسی را در خود پرورانده باور عمیق دارم... ذوق آهنگسازی او ( تجویدی) اصالت را با نیاز و زبان مردم در آمیخت، چنان که نغمه هایش بر سر زبانها افتاد و در پی سال ها که از آفرینش آنها
می گذرد، هنوز نیز در خلوت و تنهایی مردم زمزمه می شود. دریغا که هنرمندی این گونه عاشق، سالیانی را منزوی شد جز دریغ و حسرت و اندوه در از دست رفتن او چه می توانم گفت؟ کاش اکنون برای وداع آخر وی در جمع مردم بودم....»
همایون خرم، آهنگساز و همکار زنده یاد تجویدی در ارکستر گلها نیز در مراسم پیکر استاد گفت: «مرگ تجویدی موجب فراموش شدنش نمی شود. او با آثاری که ساخته، یادش همواره زنده بوده و هر روز در میان ماست»
نام استاد علی تجویدی در « دانش نامه ی رجال سده ی بیستم که توسط موسسه ی آمریکایی سرگذشت نامه ها به سال 1988 میلادی انتشار یافت، ذکر شده است. این اثر مخصوصا مورد استفاده ی افرادی قرار می گیرد که از آن به منزله ی مرجع و ماخذ بزرگان امروز جهان استفاده می کنند و نشانگر آنست که علی تجویدی در زمره ی موسیقی دانان طراز اول دنیا قرار دارد.
چند سال پیش استاد گرانمایه، تجویدی، جزء چهره های ماندگار شناخته شد و مورد تمجید و تقدیر قرار گرفت. او در حضور رییس جمهوری وقت ترانه ی « بهاران در بهاران» سروده ی بیژن ترقی را که آهنگش در مایه ی افشاری بود، شخصا به سه تار اجرا کرد و در پایان گفت: « این آهنگ از حق به من الهام شده بود و من آن را به حق می بخشم»
نگارنده ترجیح می دهد که با ذکر شعر آهنگ یاد شده، پایانی خوش به مقاله ی حاضر ببخشم:
تو بودی آن که در صبح زندگی، رخ به من نمودی  
تو بودی آن که در های عاشقی بر رخم گشودی
فروغ روی جانانی، بهاران در بهارانی  
نپاید زندگی بی تو
که در جسم جهان، جانی
اگر از نظر نهانی
نهان از نظر نمانی
شبی را که تنها به گرداب غم ها در افتاده بودم
در آن دم که خود را به امواج بحر فنا داده بودم
کسی که زموجم ربودی، تو بودی
به تاب و توانم فزودی، تو بودی، تو بودی
درون هر گل پاکیزه رو   رنگ و بوی تو دیدم
زمین و آسمان آیینه ی    روی ماه تو دیدم
هم آواز دل نغمه گرم در دل شب ها تو بودی، تو بودی
نسیمی که دعای سحرم کرد چو توفان تو بودی، تو بودی
بی مناسبت نیست که در سوگ آن عزیز از دست رفته، دو بیت معروف رودکی در فقدان شهید بلخی را یادآور شویم:
کاروان شهید رفت از پیش  ز آن ما رفته گیر و می اندیش
از شمار دو چشم یک تن کم  وزشمار خرد، هزاران بیش
منابع
1-مهیار، عباس « دیدی که رسوا شد دلم»
2- یادداشت های پراکنده ی شخصی از ماخذ معتبر

ا.امیر دیوانی



 
[ نام ]
   
[ ایمیل ]
   
   
 
 
 
 
تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه به حوزه هنری استان چهار محال و بختیاری تعلق دارد. | نقشه سايت