ثبت نام ورود    
Skip Navigation Links
صفحه نخست

غروب روز 29 فروردین ماه سال 1386 بود که استاد محمد طغانیان دهکردی پیر کمانچه نواز دهکرد ( شهرکرد فعلی ) ، در سکوت خبری رسانه ها و ... روی در نقاب خاک کشید .
در این میان شاید کمتر کسی می دانست این پیرمرد رنجور اما سرزنده و دلشاد ، از شاگردان خداوندگار موسیقی ، استاد ابوالحسن خان صبا بوده است .
سخن از زنده یاد استاد محمد طغانیان دهکردی است که غریبانه در گمنامی درگذشت و حتی کسانی هم که سالهای سال دل به نوای کمانچه اش سپرده و با آن تا دور دستهای خیال ، دقایقی را فارغ از های و هوی دنیوی سپری کرده بودند ، تا مدتی از مرگ او بی خبر مانند . در یکی از روزهای گرم تابستان سال 1383 جهت دیدن استاد به منزل ایشان واقع در خیابان دانشسرای شهرکرد رفتیم .
استاد ما هستیم . قرار بود که امروز ...
بله ، بله ، بفرمائید خوش آمدید .
در و دیوار خانه اش خبر از غربت در وطن می داد با شنیدن نام او هر شهرکردی اهل فرهنگ و ادب و هر اهل دلی به یاد بداهه نوازی های بی مانند او می افتد .
مرحوم استاد ، متولد 17 شهریور 1299 خورشیدی در شهرکرد است ولی نظربه اینکه غالب تاریخ تولد های آن زمان تخمینی و غیر دقیق بودند ، به نظر می رسد وی کمی بزرگتر از       شناسنامه اش باشد . به هر حال همه ی ما کم و بیش با او آشنا بوده و هستیم .
او از کودکی این شانس را داشت که شبانه روز نزد استاد نایب علی کمانچه نواز مطرح دوران خود به فراگیری این ساز بپردازد و افتخار دیگر اینکه در 13 سالگی به همراه برادرش به تهران رفت و در محضر استاد ابوالحسن صبا آموختن ساز کمانچه را بهره برد . لهجه شیرین دهکردی استاد باعث می شود که با او راحت تر صحبت کنیم .
استاد چطور شد که کمانچه را انتخاب کردید ؟ آیا ساز شما را انتخاب نکرد؟
در زمان کودکی ام صدای ساز استاد نایب علی شوهر خواهرم مرا مجذوب خود کرد . در کنار او که بودم تا حدودی با مایه ها و دستگاههای موسیقی ایرانی و مقام های بختیاری آشنا شدم . تا اینکه یک روز قرار شد نایب علی خان برای دیدن استاد ابوالحسن خان صبا به منزل ایشان در تهران برود . من از او خواستم که مرا با خود ببرد . برادرم رمضان هم بود .
در خدمت ابوالحسن که بودیم بعد از پذیرایی ، ایشان به سراغ سازشان رفتند . من هم در گوشه ی اتاق در عالم خود بودم اما نگاهم از او بر نمی داشتم .
شروع کرد به دشتی من یکدفعه پریدم و گفتم : دادا رمضون می دونی چی میزنه ؟ ناگهان ابوالحسن خان دست نگه داشت و گفت : پسر جون چی می زنم ؟ گفتم دشتی . استاد گفت اگر باز هم بزنم می تونی بگی چیه ؟ گفتم : ابوالحسن خان چه عرض کنم ؟
شروع کرد به زدن . یادش به خیر . من گفتم ابوعطا می زنی .
خلاصه از برادرم و نایب علی خان به اصرار خواستم که در کنار استاد صبا باشم و بالاخره هم حدود نه سال نزد ایشان شاگردی کردم و در بیست و دو سالگی به شهرکرد برگشتم .
و بدین ترتیب ایشان 9 سال تلمذ و شاگردی را در زمینه موسیقی اصیل ایرانی سپری کرد و پس از بازگشت به زادگاهش در اوج شکوفایی هنر خویش به باز آفرینی مایه های اصیل موسیقی بختیاری همت گمارد .
استاد طغانیان چنان با کمانچه و کمانچه چنان با روح و جان وی عجین شده بود که زندگی بدون آن لحظه ای نیز برایش غیر ممکن می نمود .
اگر سازم را لحظه ای از من جدا کنند می میرم .
این پیرمرد ساده و بی تکلف  و دوست داشتنی ، با تبحر در نوازندگی قادر بود با کشیدن آرشه کمانچه اطرافیان را با ساز صدا زده و حتی جملاتی را با ساز بیان کند . سال 1369 در جشنواره فستیوال آوینیون فرانسه در کنار زنده یاد استاد علی اصغر بهاری و جمعی دیگر از هنرمندان موسیقی محلی ایران چنان حیرت حاضران را از نوازندگی کمانچه برانگیخت که ساز وی را قطعه قطعه کردند تا ببینند مثلا در آن چه دستگاهی کار گذاشته که چنین نوای شورانگیز از آن خارج می شود .
استاد در این باره گفت : در کشور فرانسه به هنگام اجرای موسیقی ، یکی از شخصیت های مملکتی وارد سالن شد من هم ورود ایشان را با ساز خوش آمد گفتم که با عکس العمل ناشایست دست اندرکاران برنامه موجه شدم که در نهایت منجر به ازبین رفتن کمانچه ام شد . حتی یک نفر گفت : اینا اصفهانین خیلی زرنگن ، یه چیزی درست کردن گذاشتن تو دستگاه با اون داره حرف می زنه . ساز من بدبخت را بردن تیکه پاره کردن هیچی توش نیست !
استاد در فستیوال آوینیون فرانسه در بخش موسیقی با اجرای زنده و اصیل گوشه های محلی و مقام های بختیاری تحسین همگان را برانگیخت و در بخش کمانچه نوازی ایران جایزه فستیوال فقط به او تعلق گرفت .
استا طغانیان کمانچه سازی هم می کرد .
ساز مورد استفاده وی ، از نوع پشت باز و کاسه تنوری بود . گفتنی است کمانچه های لرستان نیز پشت بازند و لی شکل کاسه از نوع شیپوری است . سیم های ساز طغانیان بر خلاف همه کمانچه های دیگر ، از سیم های سنتور انتخاب می شد! نحوه کمان کشی در کنار ساختمان ویژه ساز و جنس سیم های آن ، به صدای کمانچه طغانیان شخصیت منحصر به فردی داده بود که نظیر آن را پیش از این نشنیده بودیم .
مرحوم استاد محمد طغانیان که در زادگاهش به مش محمد طغان معروف شده بود ، بیشتر عمر خود را صرف بازنوازی و اجرای نغمات موسیقی بختیاری و دهکردی کرد و در چند سال باقیمانده حیات خود با مشکلات عدیده و بیماری دست و پنجه نرم می نمود .حتی قطع دو پای او بر اثر عفونت هم نتوانست لحظه ای وی را از ساز ، موسیقی و نوازندگی جدا کند و در آخرین کنسرتش نیز روی چرخ ویلچر به هنرنمایی پرداخت .
استاد در تحسین و تشکر از مردم استان گفت :
مردم شهرکرد مردمان خوبیند و منم افتخار می کنم که شهرکردیم . و یک شهری داریم به نام اورجن ( بروجن فعلی) که مردم تحصیلکرده و با سوادی داره و هموشونم اطلاع زیادی از موسیقی دارن . من فقط افتخارم به اینست که توی 80 سالی که موسیقی کار می کردم > مردم باید بگن من کی بودم و چیکار می کردم ؟ من از مردم چهارمحال و بختیاری خیلی راضی هستم .
در ادامه به ایشان گفتم : استاد شما به گردن ما حق زیادی دارید . به جرات می توان گفت هنر دست نوانمند شما بود که اکنون ما می توانیم در موسیقی اصیل استان حرفی برای گفتن داشته باشیم . اما شما حالا نباید اینجا و ...
شروع کرد به گلایه و شکایت . چقدر دل پردردی داشت ...
آخه چی بگم پسرم . زمانی بود که مار ا کاملا از جامعه طرد کرده بودند . آقایانی پیدا شده بودند که به خاطر چند سال گرفتن ساز به دستشاناسم خودشان را استاد گذاشته و مدعی موسیقی شده بودند .من دلم می خواد با چند با چند نفر یاز آنها که ادعا دارند و چیزی از موسیقی اصیل می دانند روبه روی هم بنشینیم تا هر چی دارند رو کنند تا ببینیم واقعا چیزی در چنته دارند؟ . الان  چند سالی است که می بینیم که خیلی زیاد هم به یاد ما هستند !! مثل وقتی که قبلا مسوولان وقت اداره ارشاد استان با صراحت با اجراهای من در داخل و خارج از استان با صراحت با اجراهای من در داخل و خارج از استان مخالفت می کردند . بنابراین دیگر چه انتظاری می توانستیم از سایرین داشته باشیم . دوغ و دوشاب یکی بود و یکی است ، حالا آسیاب کور و چراغ می گرده .
من اگه اینجا نشستم و شما مرا در این موقعیت می بینند ، همه اینها به خاطر تشویق های نایب علی خانه و لطف و عنایت استاد ابوالحسن خان صبا و البته در درجه ی اول خدای بزرگ است که او را بسیار شاکرم .
استاد با چشمان پر از اشک ادامه می دهد :
مرحوم صبا بر گردن من خیلی حق دارند . ابوالحسن بر گردن من خیلی حق دارند .ابوالحسن خان یک ملکی بود ، یک استادی که مثلش نبود و نیست و نخواهد بود و اصلا شاید بشود گفت نت را در ایران او وارد کرد .آن زمان هم که قرار بود به شهرکرد برگردم صبا دست مرا گرفت و به برادرم رمضان گفت : رمضون این یادگار را از من داشته باش . و دست مرا در دست او گذاشت .
سخن گفتن برایش سخت شده بود . ناچار به سراغ سازش رفت و ...
از نواخته هایش منابع زیادی در دسترس نیست . زیرا بیشتر ضبط ها خصوصی بوده اند . مهمترین مجموعه منتشر شده از آثار وی یک آلبوم شامل سه عدد نوار کاست است که در سال 1372 به کوشش آقای محمدعلی کیانی نژاد ضبط گردید . او در این مجموعه علاوه بر کمانچه نوازی دستگاهی ، تعدادی از شاخص ترین نغمات محلی شهرکرد و بختیاری را نواخته است . نکته جالب توجه در نواخته های دستگاهی وی ، ردپای سبک ویلن نوازی زنده یادان اسدال... ملک پرویزی یاحقی است .
چنین به نظر می رسد که لحن ویلون نوازی مکتب صبا و یاحقی در یک ساز میهمان در فرهنگ موسیقی بختیاری است و با آنکه نزدیک یک قرن از حضورش در این اردوگاه می گذرد ، هیچ گاه نتوانسته است همانند کمانچه لرستان در فرهنگ موسیقی بختیاری ، جایی برای خود باز کند .
قدیمی ترین نوازنده شناخته شده اش نام نایب علی بوده که محمد طغانیان نزد وی آموزش دیده است . این ساز با آنکه قابلیت بیان بیشتر موسیقی های محلی را دارد ، در فرهنگ بختیاری همیشه در حاشیه بوده و همچنان حاشیه نشین است . با این وجود طغانیان نخستین کسی بود که نغمات اصی موسیقی بختیاری را در مقیاسی گسترده بر ساز کمانچه جاری کرد . او با الگوبرداری از نوازندگان کرنا بختیاری ، موفق شد سونوریته (صدادهی) جدیدی را به روی مخاطبان بگشاید .
چنانکه با اندک تعاملی در نواخته هایش ملاحظه می کنیم ، صدای ساز او شباهتی به هیچ کمانچه نواز دیگری ندارد . بسیاری از موسیقیدانان شهری که به نوازندگان کرنای بختیاری دسترسی نداشتند ، از طریق نواخته های طغانیان توانستند با موسیقی بختیاری و محلی شهرکرد آشنا شوند . نمونه بارز این ادعا هنرمند گرامی عطا جنگوک هستند که بر اساس نواخته های طغانیان ، دو اثر به یاد ماندنی مال کنون و هی جار را با صدای زنده یاد بهمن علاءالدین ( مسعود بختیاری ) آفریدند.
شش سال پیش به کوشش چهار محالی های مقیم تهران نکوداشتی از او در هتل فردوسی به عمل آمد . در این نشست که محمدرضا درویشی و جمعی از کمانچه نوازان مطرح چون علی اکبر شکارچی ، هادی منتظری و فرج علیپور نیز حضور داشتند ، استاد محمد محمد طغانیان برای آخرین بار در حضور جمعیتی مشتاق کمان بر آرشه کشید  . 
پس از وی به پاس داشت 70 سال کمانچه نوازی او ، هادی منتظری و فرج علی پور نیز هر یک دقایقی جماعت حاضر راسیراب کردند .همچنین سال 1370 یا 1371 بود که در یک محفل خصوصی چنان صدای محسور کننده ای از ساز ایشان بیرون می آمد که پس از اتمام نوازندگی تا دقایقی سکوت مطلق در فضای اتاق حاکم بود  حاضران حتی قدرت تشویق هم نداشتند از مرحوم زنده یاد نعمت اله آغاسی هم نقل شده است شبی در یکی از محافل هنر ی اصفهان ، طغانیان در حضور تاج اصفهانی با استاد کسایی به هنرنمایی پرداخت که تحسین پی درپی تاج اصفهانی را در پی داشت .آثار به جا مانده از این استاد گمنام در تک نوازی و با بزرگان موسیقی نام وی را درصفحات دفتر موسیقی برجسته خواهد کرد . هرچند که در زمان حیات وی بر خلاف بزرگداشت های پر زرق و برق که برای پایتخت نشین ها برگزار می شود کسی یادی از او نکرد اما پارسال در مراسم تدفین و خاک سپاریش بودند بزرگانی چون استاد حسن کسایی که غریبانه و غمگین اشک ریختند و چه نیکو خواهد بود اگر مسئولین مربوطه و متولیان امر دست کم در سالگرد این هنرمند به یاد مانده برنامه ای را جهت تکریم ، پاسداشت و بزرگداشت این نادیده موسیقی مقامی تدارک ببینند تا یادگار گرانمایه استاد صبا به دست فراموشی سپرده نشود چه بسیار به جاست اگر به دکترین این هنر ایمان بیاوریم روحش و شاد و یادش گرامی

برگرفته شده از هفته نامه کیمیای ایران
بیستم فروردین ماه 1387

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه به حوزه هنری استان چهار محال و بختیاری تعلق دارد. | نقشه سايت