ورود     ثبت نام
Skip Navigation Links
صفحه نخست

به مناسبت سال روزتولد «سیمون دوبوار»
نامدارترین زن روشنفکر قرن بیستم

بسیاری از روشنفکران جهان «سیمون دوبوار» را بزرگترین روشنفکر قرن بیستم می دانند.

سیمون دوبوار در تاریخ 9 ژانویه 1908 در کشور فرانسه و در شهر پاریس در خانواده‌ای کاتولیک به دنیا آمد. در 17 سالگی موفق به اخذ دیپلم از یک مدرسه کاتولیک شد. وی همزمان در رشته ادبیات و ریاضی ادامه تحصیل نمود.
در سال 1926 به جنبش سوسیالیست‌ها پیوست و در رشته فلسفه دانشگاه سوربن ادامه تحصیل داد. در سال 1929 از رشته فلسفه فارغ‌التحصیل شد و در همان سال با ژان‌پل سارتر آشنا شد و زندگی مشترکی را با او را آغاز کرد و 50 سال زندگی مشترک با وی را ادامه داد.
سیمون دوبوار بعدها در شهرهای متعدد از جمله پاریس، روین، مارسیل به تدریس فلسفه پرداخت و تا سال 1943 همچنان به تدریس مشغول بود. مدیرمسئولی روزنامه تمپس مدرنز شغل دوم او بود که فعالیت‌های علمی وی را تضمین می‌کرد. اولین کتابش به نام «دعوت» در سال 1943 چاپ شد، اما چهار سال طول کشید تا او مشهور و سرشناس شود. او در طی این سال‌ها جهت شرکت در کنفرانس‌های مختلف و ایراد سخنرانی، به کشورهای متعدد از جمله آفریقا و تقریباً همه‌ی کشورهای اروپایی، چین، کوبا، امریکا و برزیل مسافرت نمود. وی سپس کتاب جنس دوم را جهت دفاع از حقوق زنان به رشته تحریر درآورد که آوازة آن به اکثر نقاط جهان رسید. در سال 1954 این کتاب جایزه جهانی گرفت. سپس کتاب‌ها و مقالات متعددی نوشت. سرانجام دوبوار در 14 آوریل 1986 فوت کرد.
در قرن 21 همزمان با طرح فمینیسم فرانسه در محافل علمی، سیمون دوبوار نیز با ارائه دیدگاه‌هایی بر پایه اگزیستانسیالیسم به تبیین وضعیت زنان و ظلم به آنها پرداخت. در مورد سیمون دوبوار نظرات مختلفی وجود دارد، وی از سوی پیروانش به عنوان کسی شناخته شده که تئوری‌هایش در شکوفایی نسل جوان و پروژه‌های تحقیقاتی، دارای جایگاه رفیعی است، عده‌ای هم معتقد به طرد کامل دوبوار و فمینیست بودن وی هستند. منتقدانش با تحلیل محتوای نظریات وی، بیان می‌کنند که دو تئوری معروف سیمون دوبوار یعنی «نابرابری جنسی» و «دیگری» هر دو از اعتبار علمی ساقط شده و راه حلی را جهت کاهش معضلات زنان ارائه نمی‌دهند.
نکته قابل تأمل آنکه هرچند فمینیسم روزی خود را از نظر علمی و نظری متأثر از نظرات سیمون دوبوار می‌دانست، اما امروز این جمله معروف وی را که «ما زن زاده نشده‌ایم» کاملاً‌ طرد می‌نماید و در مقابل بیان می‌کند: «من یک زنم، چرا شما نباشید؟» و نهایتاً‌ فمینیسم جدید که وجود مرد را نه تنها در قالب یک سالار و برتر از خود نمی‌بیند.
سیمون دوبوار در ابتدا با نگرش طبیعت گرایی و باز تولیدی، موضوع جنس را مطرح می‌کند، اما در مرحله دوم و در قالب جنسیت، واقعیت‌های تاریخی، اجتماعی و شخصی، نظرات او را تحت تأثیر قرار می‌دهد و این جمله معروف را بیان می‌کند که «ما زن به دنیا نمی‌آییم، بلکه زن می‌شویم». این جمله نشانگر تحمیل فرهنگ جامعه بر زنان و اهمیت تسلط فرهنگی آن بر علم و پیشرفت و توسعه انسان‌ها است، اما بایستی منتظر بمانیم تا سال 1970 زمانی که مردم‌شناسان فمینیسم آمریکایی درصدد برآمدند تا حقوق زنان را در مسایل مختلف اجتماعی لحاظ کنند؛ در این شرایط کلمه جنسیت به مفهوم نقش اجتماعی بین این‌ها و آن‌ها (زنان و مردان)، در برابر واژه‌‌ی جنس که مفهومی طبیعی و بیولوژیکی است، مطرح شد. این معنای به اصطلاح جدید همان مفهومی است که سیمون دوبوار در جمله‌ی «زن به دنیا نیامده‌ایم» مطرح کرده است و نهایتاً عامل فرهنگی جامعة خود را در سرنوشت افراد تعیین کننده دانسته است.
«زمانی‌که زنان مداخله می‌کنند. بسیاری بر این اعتقادند که چون فمینیسم تئوری مرجعی نداشت و ابعاد علمی استثمار زن و تبعیض علیه زنان به صورت مکتوب کمتر مورد توجه قرار گرفته و در کتاب‌ها، رمان‌ها و به خصوص کتاب «جنس دوم» سیمون دوبوار این مطالب به صورت مختلف نوشته شده بود، فمینیست‌ها اعتبار زیادی به او دادند و عده‌ای نیز معتقدند سیمون دوبوار از این امر مطلع نبود و نهایتاً برخی نیز بر این اعتقاد بودند که سیمون دوبوار از فمینیست‌های دو آتشه است و وی در کمتر جلسه یا نشست علمی و سمیناری در مورد زنان غایب بود و همیشه حضوری فعال داشت.
نظریات ابعاد علمی سیمون را در کتاب «جنس و وجود می‌توانیم پیگیری کنیم. سیمون دوبوار در این کتاب از همان منابعی که محققین زمان خودش استفاده می‌کردند، از جمله نظرات ژان پل سارتر کانت هگل زاسفرس[ کیرکژارد هوسرل بهره برده است. در حقیقت سیمون دوبوار از یک فلسفه اصلی بومی استفاده کرده و طبق نظریه گول هلی «فلسفه گفتگو» بیشتر مورد علاقه وی بوده است. در صورتی که بسیاری از افراد تصور می‌کنند که سارتر ایدئولوژی خود را به سیمون دوبوار تحمیل کرده است، اما شواهد علمی نشان می‌دهد که آنان پابه‌پای هم در ابعاد علمی کار می‌کردند و مطالعات فلسفی سیمون با ژان پل سارتر یکسان بوده و زوج علمی بودند که در بیشتر مواقع با یکدیگر همفکری می‌کردند. سیمون دوبوار هرگز در ایده‌های ژان پل سارتر هضم نشده، بلکه خود چنین تفکری داشته است.
دوبوار بعد از 1980تا سال 1943 در شهر های مارسی ، روان ، وپاریس به تدریس پرداخت و در همین سال ها بود که پایه ی تفکر فلسفی اش را بنیان نهاد . پنج رمان ، یک نمایشنامه ، چندین جلد کتاب خاطرات ، و بسیاری مقالات فلسفی و سیاسی نوشته است . » جنس دوّم « انقلابی ترین نوشتهٌ سیاسی اجتماعی اوست .
سیمون دو بوار تا چهارده آوریل 1986 که چشم از جهان فروبست ، همواره در فصلنامهٌ عصر تجدّد که با ژان پل سارتر تاُسیس کرده بود ، می نوشت .و ازمبارزات زنان فمینیست و جنبش های آزادیخواهانه دفاع می کرد.
دوبوار به عنوان مادر فمینیسم ِ بعد از 1968 شناخته می‌شود. معروف‌ترین اثر وی جنس دوم (عنوان اصلی نام دارد که در سال 1949 نوشته شده‌است. این کتاب به تفصیل به تجزیه و تحلیل ستمی که در طول تاریخ به جنس زن شده‌است می‌پردازد . پس از آنکه این کتاب چند سال پس از چاپ فرانسه، به انگلیسی ترجمه و در آمریکا منتشر شد، به عنوان مانیفست فمینیسم شناخته شد.
در کتاب جنس دوم، سیمون دوبووار استدلال‌های خود را از طریق اگزیستانسیالیسمی فمینیستی بیان می‌کند. بووار به‌عنوان یک اگزیستانسیالیست باور داشت که بودن مقدم بر ماهیت است. وی به‌همین منوال استنباط می‌کند که یک انسان زن زاده‌ نمی‌شود ، بلکه تبدیل به زن می‌شود. بووار دلیل می‌آورد که در طول تاریخ، زنان همیشه به عنوان انحراف و نابهنجاری شمرده شده‌اند . حتی مری ولستونکرفت مردها را به‌عنوان ایده‌آلی که زن‌ها آرزوی رسیدن به آن را دارند به‌حساب می‌آورد . در کتاب جنس دوم بووار می‌گوید که این طرز فکر با ادعای این‌که زنان در مقابل مردان «نابهنجار» در مقابل «هنجار» و «منحرف» در مقابل «طبیعی» هستند، جلوی پیش‌روی زنان را گرفته‌است. به‌عقیدهٔ وی برای آن‌که فمینیسم بتواند به‌جلو حرکت کند این برداشت باید از بین برود. در این‌صورت زنان درست به‌اندازهٔ مردان قادر به پیشرفت هستند.
سیمون دوبووار در 14 آوریل، 1986 به‌ خاطر ذات‌الریه از دنیا رفت . وی در کنار ژان پل سارتر به خاک سپرده شده‌است.
برخی از آثارمطرح« سیمون دوبووار»
۱۹۴۳ مهمان
۱۹۴۵ خون دیگران
۱۹۴۶ همه می‌میرند
۱۹۴۹ جنس دوم
۱۹۵۴ ماندارین‌ها
۱۹۵۸ خاطرات یک دختر مطیع
۱۹۶۴ مرگی بسیار آرام
۱۹۶۶ تصاویر زیبا
۱۹۶۷ زن وانهاده
۱۹۷۰ کهنسالی
۱۹۸۴ مراسم وداع

 

تمام حقوق مادی و معنوی این پایگاه به حوزه هنری استان چهار محال و بختیاری تعلق دارد. | نقشه سايت